|
|
|||||
|
|||||
|
من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعني وعشــــــــــــــــــــــــــــــــــق يعنی تو
نوشته شده توسط مجنون در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 10:1 | لینک ثابت |
tهيچ وقت چشما نت را براي كسي كه معناي نگا هت را نفهميد گريان نكنu D موقعي كه ميخواستمــــت ميترسيدم نگات كنم
D موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم Dموقعي كه باهات حرف زدم ترسيــــدم نازت كنم Dموقعي كه نازت كردم ترســــــيدم عاشقت بشم D حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستــــــت بدم
نوشته شده توسط مجنون در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 10:0 | لینک ثابت |
نمی خواهم
نوشته شده توسط مجنون در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:51 | لینک ثابت |
خنده تلخ آدما همیشه از دل خوش نیست گاهی شکستن دلها کمتر از آدم
کشی نیست گاهی دل این قدر تنگ می شه که گریه هم کم می یاره با
حرف خیلی ساده هم گاهی چه قدر غم می یاره
نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 12:7 | لینک ثابت |
گفتم كه دوستت دارم گفتي كه باور نداري گفتم اين كلمه را از حفظ نمي گويم
از ته دلم مي گويم گفتي دلم را نيز باور نداري سكوت تلخي كردم و از ته دلم
آه كشيدم مدتي سكوت با چشماني خيس و قلب شكسته
گفتي كه تو قلبم را شكستي ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در
هم شكست گفتي سكوت كن ميخواهم گريه كنم من نيز سكوت كردم و
با گريه تو نا آرام شدم و اشك ريختم
گفتي بي خيالي از اشكهايم ،چيزي نگفتم ، و باز سكوت و يك آه
تلخ گفتي كاش كه عاشق نمي شدم ، گفتم عاشقي همه اين دردها را دارد
گفتي خسته شدي از همه كس ، گفتم من با تو مي مانم گفتي
خيلي تنهايي ، گفتم كسي كه عاشق است تنهايي را نمي شناسد
و باز گفتي تنهايي ، گفتم كسي كه عاشق است قلب يارش بايد
همان تنهايي او باشد گفتي كه اين حرفايت تكراري است
گفتم به جز تكرارش راهي نيست
نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 12:6 | لینک ثابت |
ستاره بغضتو بشكن، آدما همه غريبن آدما رو بوم احساس همه شون رنگ فريبن ستاره اشكاتو پاك كن، آدما وفا ندارن واسه رفتن و شكستن پشت هم دليل ميارن ستاره غصه نداره، هيشكي عاشق نمي مونه نمي بيني كه قناري هميشه از غم ميخونه؟ ............................................................. هیچ وقت آرزو نکن که توی دنیا جای کسی باشی چون اونوقت جای خودت توی دنیا خیلی خالی می شه...
نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 12:5 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 11:52 | لینک ثابت |
تقدیم به آن کسی که صبح چشمانم به یاد چشمانش باز میشود
نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 11:36 | لینک ثابت |
. . . دوست ندارم که بگو یم دوست میدارم تو رو . . . دوست دارم که خودت باور کنی عشق مرا . . . نمیخواهم به جز من دوست دار دیگری باشی . . . برای یه لحظه حتی به فکر دیگری باشی . . . نمیخواهم نگاهی به نگاه پاکت اویزد
نوشته شده توسط مجنون در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 11:31 | لینک ثابت |
کاشکی می اومد اون یار اتل متل توتوله
قصه ی من چه جوره اتل متل دلم رفت به دیدن گلم رفت دلم همون جا گیر بود به عشق اون اسیر بود اما شکست اونو یار انداخت گوشه بازار تنهایی واسه عاشق بی ابی واسه قایق هر دو یه جور می مونه یه درد بی درمونه تو رفتی ای گل من داغون شد این دل من بیا ماه منیرم که بی تو من می میرم دلم بسته به جونت برگرد تو رو ایمونت اتل متل یه گلی برده قرار دلی اتل متل دل من شده یه مشکل من کاشکی می اومد اون یار می رسید دل به دلدار
عشق يعني خون دل يعني جفا
نوشته شده توسط مجنون در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 8:59 | لینک ثابت |
عشق يعني سالهاي سخت عمر
عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ عشق يعني خواستن له له زدن عشق يعني سوختن پر پر زدن عشق يعني جام لبريز از شراب عشق يعني تشنگي يعني سراب عشق يعني لحظه هاي بي قرار عشق يعني صبر يعني انتظار عشق يعني از سپيده تا سحر عشق يعني پا نهادن در خطر عشق يعني لحظه ي ديدار يار عشق يعني دست در دست نگار عشق يعني ارزو يعني اميد عشق يعني روشني يعني سپيد عشق يعني غوطه خوردن بين موج عشق يعني رد شدن از مرز اوج عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عشق يعنی دل سپردن در جنون عشق يعنی در دل ديوانه خون عشق يعنی اشک چشم عاشقی خنده معشوقه ی نالايقی عشق يعنی رفتن از شعر نگار با دو چشم تر به سوی روزگار عشق يعنی بی وفايی های يار عشق يعنی سالها در انتظار عشق يعنی جان سپردن بين راه عشق يعنی قطره های اشک و اه عشق يعنی لاله های مرده رنگ عشق يعنی ضربان تند قلب عشق يعني خواستن بي حد و مرز
نوشته شده توسط مجنون در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 8:55 | لینک ثابت |
عشق یعنی شکستن در درون... عشق یعنی خورد شدن تا عمق جان.... عشق یعنی تنهایی تا عروج... عشق یعنی انتظار تا شب بیاید ... عشق یعنی خود کشی با تیغ تیز ... عشق یعنی دیدن پرتگاه جدایی... عشق یعنی گریه های شبانه زیر نور ماه شب 14... عشق یعنی التماس... عشق یعنی التماس.... عشق یعنی التماس...
عشق یعنی سفر زیره نور ماه... عشق یعنی قدم زدن توی کوچه های خلوت تابستان... عشق یعنی خواستن پیوستن از ماه... عشق یعنی دیدن دست بریده با تیغ تیز ... عشق یعنی بریدن دست چپ هنگام جدایی تا التماس باشد این کار... عشق یعنی نوشتن دیوانگی ها با خون .... عشق یعنی نوشتن اسم او با خون خود... عشق یعنی مردن... عشق یعنی از جسم خود باید گذشتن... عشق یعنی جنون تا حد مرگ... عشق یعنی انتقام با تیغ مرگ...
نوشته شده توسط مجنون در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 8:18 | لینک ثابت |
عشق یعنی مرگ را همخانه کردن... عشق یعنی تیغ را دیوانه کردن.... عشق یعنی دیدن سرخی خون در زیر دوش اب حمام.... عشق یعنی گفتن من دیوانتم تا بی نهایت... عشق یعنی التماس با تو ماندن... عشق یعنی التماس با من بساز... عشق یعنی تو فکر یه سقفم فرهاد را گوش دادن و گریه... عشق یعنی گریه .گریه. گریه... عشق یعنی ....مرگ....تیغ تیز... ماه شب 14...خلوتی خیابانهادر شبهای تابستان ...بدترین نوع خورد شدن،شکستن، عشق یعنی عرق سردی که وقتی التماس میکنی روی پیشونیت سردی میکنه.... اما عشق زیباست....اما عشق قشنگه.....وقتی که دونهای گرم اشکات دارن از گونه هات پایین میان و تو به عکس امام حسینت نگاه میکنی و میگی ..........................................ماله من میشه..............................................
نوشته شده توسط مجنون در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 8:16 | لینک ثابت |
|
درباره وبلاگ
![]()
باسلام من محمد نظری هستم دانشجوی رشته نرم افزار اگر نظری یا شعری دارید به ما پی ام بدید silenthill_ada1@yahoo.com باتشکر
فهرست اصلی
پیوندها
امکانات
|
||||
|
کلیه ی حقوق
این وبلاگ توسط |
|||||